تبليغاتX
قصر یخی

قصر یخی

 خیلی خسته ام..

ازاین روزگار .از این همه سختی .

ازاین همه فکر و خیال بی خود دیگه نمی دونم چکار کنم.

ای کاش ادم دکمه ری استارت داشت تا هروقت خسته می شد خود رو ری استارت می کرد

این فکرو خیال ها امانم را بریده دیگر در فکر از بین بردن خودم هستم...

دیگر می خواهم از این زندگی راحت بشوم...

تا شاید با این کار کس دیگری بتواند زندگی کند...

به امید روزی که دوباره اومید به زندگی پیدا کنم....

نوشته شده در شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 6:53 PM توسط روح| |


چه زود زینستون داره می گزره انگار زمستان از یه چیزی داره فرار می کنه ..

نه بادی نه برفی .....

انگار باز کسی تهدیدش کرده ... باز قلندر خابش برد و این اتفاق ها پیش اومده..

امسال کلا  این طوری بود بهار باعجله رفت تابستان شادی بچه هارا باخود برد وپاییز سبزی درختان را دزدید. زمستان مانند پلیسی پاییز راگرفت اما دچار نفرین او شد وبه جای باد و باران وبرف گرمی را با خود اورد

نوشته شده در شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 6:37 PM توسط روح| |